شاید باید از همان روزهای انتخابات ریاستجمهوری متوجه میشدیم که گیلان قرار نیست در اولویت مسعود پزشکیان باشد؛ همان روزهایی که پزشکیان به جای خود، محمدجواد ظریف را برای تبلیغات و جلب آرای مردم به گیلان فرستاد. حال، پس از گذشت بیش از دو سال از آغاز ریاستجمهوری، گیلان همچنان در انتظار دیدار با رئیسجمهور مانده است؛ انتظاری که هر بار با یک تغییر در برنامه سفر و اعزام نمایندهای از سوی دولت همراه میشود.
این در حالی است که مردم نجیب گیلان در انتخابات ریاستجمهوری از جمله حامیان جدی پزشکیان و از استانهای با بالاترین میزان رأی به وی بودند. پزشکیان در این مدت حدود ۲۰ سفر استانی داشته، اما گویا هنوز فرصت نکرده است شخصاً به گیلان سفر کند! حتی برنامه سفر اخیر او نیز، برای دومین بار در ماههای اخیر، تغییر کرد تا محمدجعفر قائمپناه، معاون اجرایی رئیسجمهور، به جای او راهی رشت شود.
قائمپناه در بدو ورود به گیلان اعلام کرد که قرار بود رئیسجمهور به استان سفر کند، اما به دلیل مشغله کاری، این مأموریت به او سپرده شده است؛ توضیحی که برای استانی که سالهاست با انبوهی از مشکلات و مطالبات حلنشده دستوپنجه نرم میکند، چندان قانعکننده نیست.
نکته قابل تأمل اینکه قائمپناه شهریورماه امسال نیز با هدف زمینهسازی برای سفر رئیسجمهور به گیلان، راهی استان شده بود؛ اما اکنون با تکرار همان اتفاق، این پرسش پیش میآید که آیا آن سفر مقدماتی، در عمل بیشتر زمینهساز سفر دوباره خود قائمپناه بوده است؟ نشست با افراد و چهرههای تکراری، طرح مطالبات آشنای سالهای گذشته و تکرار وعدههای همیشگی، چه دستاورد تازهای برای گیلان داشت؟ اساساً ضرورت برگزاری چنین سفری با این شکل و شمایل چه بود؟
در پایان جلسه شورای برنایزی نیز ارتباط تصویری با رئیسجمهور برقرار شد؛ موضوعی که این پرسش را جدیتر میکند که اگر قرار بود پزشکیان از طریق ارتباط تصویری در جریان مسائل استان قرار بگیرد، چرا از ابتدا همین شیوه انتخاب نشد تا هزینهها، تشریفات و زمان صرفشده برای برگزاری این نشستها به شکل مؤثرتری مدیریت شود؟
از سوی دیگر، عدم حضور حتی یک وزیر کابینه در این سفر نیز قابل تأمل است؛ حتی احمد دنیامالی، وزیر ورزش و جوانان که از چهرههای برخاسته از گیلان در کابینه دولت است، نیز در این سفر حضور نداشت. گویی گیلان نهتنها از حضور رئیسجمهور، بلکه از همراهی وزرای کابینه نیز سهمی نداشت.
در این میان بهنظر میرسد تنها برخی چهرههای سیاسی، بهویژه بخشی از اصلاحطلبانی که فاصلهشان با مطالبات مردم بیشتر شده، از این سفر راضی و خشنود بودند؛ فرصتی دوباره برای تکرار حرفهای همیشگی و ثبت عکسهای یادگاری!
البته بسیاری از شهروندان معتقدند آمدن و نیامدن رئیسجمهور تأثیر مستقیمی بر زندگی روزمره آنها ندارد؛ شاید هم حق با آنها باشد. مردم بیش از سفرهای استانی و عکسهای یادگاری، به نتیجه تصمیمها و وعدههای دولت نیاز دارند. اما مسئله فقط تأثیر مستقیم یک سفر نیست؛ حضور رئیسجمهور در گیلان میتوانست دستکم نشانهای روشن از اهمیت این استان در نگاه عالیترین مقام اجرایی کشور باشد.
گیلان با بحران پسماند، آلودگی رودخانههای زرجوب و گوهررود، وضعیت نگرانکننده تالاب انزلی، پروژههای نیمهتمام آب و فاضلاب، مشکلات زیرساختی راه و حملونقل و دهها مطالبه دیگر روبهروست؛ مشکلاتی که برای حل آنها، علاوه بر پیگیریهای استانی، به اراده و تصمیمگیری در بالاترین سطح دولت نیاز است.
مردم انتظار نداشتند با ورود رئیسجمهور به رشت، تمام مشکلات چندینساله گیلان یکشبه حل شود؛ اما با تکرار غیبت پزشکیان و حضور دوباره معاون اجرایی او، این پرسش جدیتر از همیشه مطرح است: آیا گیلان در فهرست اولویتهای ریاستجمهوری جایی دارد؟ یا سهم این استان از توجه دولت، صرفاً اعزام نمایندگان و شنیدن دوباره مطالباتی است که سالهاست بیپاسخ ماندهاند؟
پینوشت: در ابتدای هفته از برنامه سفر پزشکیان به گیلان خبر داده بود، اما با توجه به قرار گرفتن این سفر در هالهای از ابهام و طرح زمزمههایی درباره حضور محمدرضا عارف یا محمدجعفر قائمپناه به جای رئیسجمهور، خبر مذکور از خروجی رسانه حذف شد.